من هیچ وقت آدم سخاوت مندی نبودم و نیستم. اما یه چیزی تمام وجودم رو به درد آورد.
چرا توی شب های قدر دعاهامون رو برای مومن ها و علی الخصوص مسلمانها بکنیم؟ تو دعا هم بخل ورزیدن؟ اصلا دعای این جماعت بالا میره؟
من هیچم و ادعایی ندارم.
خدای عزیز دلهامون رو پاک کن و روحمون رو بزرگ...
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمی
یا هو
پارسال وقتی داشتم برای کنکور تجربی میخوندم یه لحظه هایی با خودم میگفتم نکنه این همه گره برای این باشه که من به این سمت نرم. اما بعد با خودم میگفتم با هر سختی آسانی همراهه. نباید سختی ها رو به پای اشتباه بودن مسیر نوشت. اما بازم بین این دو دائما در نوسان بودم. هنوز هم!
یکی از آرزوهام این روزا اینه که پخته بشم و بعد بسوزم. خیلی خامم...
مسیری که در پیش دارم و خیلی دوست دارم. بخاطرش حتی کنکور خوندن هم سخت نیست. همه چیزش شیرینه.
برچسب: نوشت,
نویسنده: مهسا کریمی
برچسب: بهار,
نویسنده: مهسا کریمی
بغض گلوی ما را باری تو ترجمان باش
ای بی شکیب باران ای بی قرار باران
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمی
با دست رعشه دار چو شبنم در ابن چمن
دامان آفتاب مکرر گرفته ایم
باور که میکند که در این بحر چون حباب
سر داده ایم و زندگی از سر گرفته ایم
برچسب:
نویسنده: مهسا کریمی